سید محمد خاتمی با نمایشی خواندن آنچه که شنبه دهم مردادماه تحت عنوان دادگاه متهمان حوادث اخیر برگزار شد، اعترافات مطرح شده را فاقد اعتبار عنوان و بر محاکمه مسببان جرم ها و جنایاتی که در بازداشتگاه ها رخ داده تأکید کرد.
http://www.khatami.ir/
Tuesday, August 4, 2009
یک نماینده اصولگرا خطاب به فراکسیون اقلیت: غلط می کنید در مراسم تحلیف شرکت نمی کنید
یک نماینده حامی احمدی نژاد گفت: نمایندگان فراکسیون اقلیت غلط می کنند در مراسم تحلیف رییس جمهور شرکت نکنند.
جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد در گفتگو با «فردا» در واکنش به سخنان بعضی نمایندگان فراکسیون اقلیت که اعلام کردند به خاطر مشروعیت نداشتن دولت حاضر به شرکت در مراسم تحلیف نیستند، گفت: آنها اگر جرات دارند شرکت نکنند.
کریمی افزود: اگر این عده از نمایندگان چنین کاری را انجام دهند درادامه تحصن ننگین نمایندگان مجلس ششم گام برداشته اند و همان طور که ملت آن تحصن کنندگان را به زباله دان تاریخ فرستادند با این عده از نمایندگان نیز چنین خواهند کرد.
نماینده مشهد افزود: ملت تکلیف خود را با نمایندگانی که ادعای واهی عدم مشروعیت دولت را مطرح می کنند روشن خواهند کرد.
مراسم تحلیف رئیس جمهور قرار است چهارشنبه 14 مرداد در مجلس شورای اسلامی برگزار شود.
لاریجانی ولایت پذیری احمدی نژاد را زیر سوال برد
این نماینده حامی دولت، با اشاره به جنجال بر سرموضوع مشایی گفت: متاسفانه گروهی از اصولگرایان با جنجال وهیاهو این بار خواستند ولایت پذیری رئیس جمهور را زیر سوال ببرند.
وی افزود: در نامه مقام رهبری که به صورت کاملا سری بود، قید زمان و مکان به کار گرفته نشده بود در حالی که گروهی از اصولگرایان که در انتخابات حامی میر حسین موسوی بودند، با افشای این نامه خواستند رییس جمهور محبوب ملت ایران را تحت فشار بگذارند.
کریمی قدوسی مصداق بارز این گروه از اصولگرایان را علی لاریجانی رییس مجلس دانست وگفت: جای تاسف دارد که ایشان به عنوان رییس مجلس ورییس فراکسیون اصولگرایان به گونه ای رفتار کرد که باعث جریحه دارشدن احساسات ملت حزب الله و شادی دشمنان ملت ایران شد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی، با دفاع ازعزل محسنی اژه ای وزیر سابق اطلاعات گفت: همان طور که احمدی نژاد اعلام کرد ایشان در شناسایی سر منشا فتنه ها بسیار ضعیف عمل کرد و اگر ایشان ومجموعه تحت مدیریتش فتنه گران را شناسایی می کردند هیچ وقت شاهد حوادث و توطئه های سردمداران انقلاب مخملی نبودیم.
کابینه نهم در راه برنامه های هاشمی!
این عضو فراکسیون اصول گرایان مجلس با ناهماهنگ خواندن کابینه احمدی نژاد در دولت نهم گفت: از ایشان انتظار داریم وزرایی را انتخاب کنند که هیچ سابقه مدیریتی در دولت هاشمی و خاتمی نداشته باشند .
وی مدعی شد کابینه نهم احمدی نژاد بیشتر از آنکه با اهداف احمدی نژاد هماهنگ باشد در راه برنامه های هاشمی گام بر می داشت.
منتظر اعترافات بعدی باشید
عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس، با تاکید بر اینکه برخی صاحب منصبان در کانون فتنه های پس از انتخابات بوده است، خاطرنشان کرد: اعترافات متهمان در روز شنبه و اطلاعاتی که از قبل وجود داشت نشان می دهد فرزندان برخی مسئولان تلاش زیادی در این انتخابات برای مخدوش کردن جایگاه ولایت فقیه انجام دادند.
وی با اشاره به اعترافات محمد علی ابطحی گفت: ایشان به خوبی مطلع بودند که در صورتی که سرکردگان براندازی اعتراف کنند زلزله بزرگی به وجود می آید.
کریمی قدوسی با انتقاد از اطلاعیه مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آن اظهارات ابطحی در مورد هاشمی را کذب خوانده بود اظهار داشت: هنوز که چیزی مطرح نشده که با سراسیمگی اطلاعیه می دهید، منتظر اعترافات بعدی متهمان باشید که با اشاره به نقش سرویس های جاسوسی غرب دنیا را تکان خواهد داد.
جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد در گفتگو با «فردا» در واکنش به سخنان بعضی نمایندگان فراکسیون اقلیت که اعلام کردند به خاطر مشروعیت نداشتن دولت حاضر به شرکت در مراسم تحلیف نیستند، گفت: آنها اگر جرات دارند شرکت نکنند.
کریمی افزود: اگر این عده از نمایندگان چنین کاری را انجام دهند درادامه تحصن ننگین نمایندگان مجلس ششم گام برداشته اند و همان طور که ملت آن تحصن کنندگان را به زباله دان تاریخ فرستادند با این عده از نمایندگان نیز چنین خواهند کرد.
نماینده مشهد افزود: ملت تکلیف خود را با نمایندگانی که ادعای واهی عدم مشروعیت دولت را مطرح می کنند روشن خواهند کرد.
مراسم تحلیف رئیس جمهور قرار است چهارشنبه 14 مرداد در مجلس شورای اسلامی برگزار شود.
لاریجانی ولایت پذیری احمدی نژاد را زیر سوال برد
این نماینده حامی دولت، با اشاره به جنجال بر سرموضوع مشایی گفت: متاسفانه گروهی از اصولگرایان با جنجال وهیاهو این بار خواستند ولایت پذیری رئیس جمهور را زیر سوال ببرند.
وی افزود: در نامه مقام رهبری که به صورت کاملا سری بود، قید زمان و مکان به کار گرفته نشده بود در حالی که گروهی از اصولگرایان که در انتخابات حامی میر حسین موسوی بودند، با افشای این نامه خواستند رییس جمهور محبوب ملت ایران را تحت فشار بگذارند.
کریمی قدوسی مصداق بارز این گروه از اصولگرایان را علی لاریجانی رییس مجلس دانست وگفت: جای تاسف دارد که ایشان به عنوان رییس مجلس ورییس فراکسیون اصولگرایان به گونه ای رفتار کرد که باعث جریحه دارشدن احساسات ملت حزب الله و شادی دشمنان ملت ایران شد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی، با دفاع ازعزل محسنی اژه ای وزیر سابق اطلاعات گفت: همان طور که احمدی نژاد اعلام کرد ایشان در شناسایی سر منشا فتنه ها بسیار ضعیف عمل کرد و اگر ایشان ومجموعه تحت مدیریتش فتنه گران را شناسایی می کردند هیچ وقت شاهد حوادث و توطئه های سردمداران انقلاب مخملی نبودیم.
کابینه نهم در راه برنامه های هاشمی!
این عضو فراکسیون اصول گرایان مجلس با ناهماهنگ خواندن کابینه احمدی نژاد در دولت نهم گفت: از ایشان انتظار داریم وزرایی را انتخاب کنند که هیچ سابقه مدیریتی در دولت هاشمی و خاتمی نداشته باشند .
وی مدعی شد کابینه نهم احمدی نژاد بیشتر از آنکه با اهداف احمدی نژاد هماهنگ باشد در راه برنامه های هاشمی گام بر می داشت.
منتظر اعترافات بعدی باشید
عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس، با تاکید بر اینکه برخی صاحب منصبان در کانون فتنه های پس از انتخابات بوده است، خاطرنشان کرد: اعترافات متهمان در روز شنبه و اطلاعاتی که از قبل وجود داشت نشان می دهد فرزندان برخی مسئولان تلاش زیادی در این انتخابات برای مخدوش کردن جایگاه ولایت فقیه انجام دادند.
وی با اشاره به اعترافات محمد علی ابطحی گفت: ایشان به خوبی مطلع بودند که در صورتی که سرکردگان براندازی اعتراف کنند زلزله بزرگی به وجود می آید.
کریمی قدوسی با انتقاد از اطلاعیه مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آن اظهارات ابطحی در مورد هاشمی را کذب خوانده بود اظهار داشت: هنوز که چیزی مطرح نشده که با سراسیمگی اطلاعیه می دهید، منتظر اعترافات بعدی متهمان باشید که با اشاره به نقش سرویس های جاسوسی غرب دنیا را تکان خواهد داد.
فروش 145 کودک در اصفهان

همين 2 ماه پيش در تهران اتفاق افتاد. يك مستخدم كه در جريان فروش نوزادي قرار گرفته بود، مسوولان بيمارستان و پليس را خبر كرد. آن روز، مستخدم يكي از بيمارستانهاي جنوب تهران كه مشغول نظافت بود، متوجه مكالمات تلفني مشكوك يك زن جوان شد كه ميخواست فرزند 2 روزهاش را بفروشد.
او موضوع را به مسوولان بيمارستان اطلاع داد و ماموران حراست بيمارستان فهميدند كه آن زن جوان ميخواهد پسر كوچولوي 2 روزهاش را 3 ميليون تومان به يك زوج نابارور بفروشد. پليس را خبر كردند و پس از دستگيري مادر نوزاد، پرونده را براي رسيدگي به شعبه دوم دادسراي جرايم اطفال فرستادند.
فرزانه 25 ساله است؛ مادر اين نوزاد فروشي. خودش اعتراف ميكند كه به خاطر اعتياد شديد به شيشه و قرصهاي روانگردان، مجبور بوده فرزندش را بفروشد. او قبلا هم زندگياش را به خاطر اعتياد از دست داده. همسر اولش او را به خاطر اعتياد شديد طلاق داد و بعد به عقد موقت يك فروشنده مواد مخدر به نام ناصر درآمد. وقتي باردار شد، شوهر دوم هم به طرز مشكوكي ناپديد شد. فرزانه مجبور بود به خانه پدرش برگردد، اما آنها او را با يك بچه قبول نميكردند. يكي از دوستان فرزانه پيشنهاد ميدهد بچهاش را بفروشد و او هم قول كمك ميدهد. چند وقت بعد، او يك زوج نابارور پيدا كرد و طبق توافق، قرار ميگذارند بچه را 3 ميليون تومان بفروشد. حالا هم مادر زنداني است هم همدستش و بچه را هم سپردهاند به بهزيستي تا تكليفش روشن شود.
فروش 145 نوزاد
هيچكدام از ماجراهاي فروش نوزاد به اندازه ماجراي باند اصفهان پرسر و صدا نبوده است. اعضاي اين شبكه بزرگ فروش نوزادان، بعد از دستگيري به فروش 145 نوزاد اعتراف كردند. اين باند از يك پزشك، 3 ماما، 3 پرستار و 2 كارمند ثبت احوال تشكيل شده بود كه ميگويند خيلي از اين بچههاي اصفهاني را به كويتيها فروختهاند. اعضاي اين باند، نوزادان را به 10 ميليون تومان به زوجهاي نابارور ميفروختند.
سردسته باند يك پزشك بود. او نوزادان را به محض تولد ميفروخت و 3 ماما هم خريداران و فروشندگان را شناسايي ميكردند. ماجراي اين باند هم شبيه بقيه داستانهاي فروش نوزاد است. يك طرفش زوجهايي كه به خاطر فقر مالي نميتوانستند بچهشان را نگهداري كنند يا دختراني كه ناخواسته باردار شده بودند. فروشندهها كم نبودند. ماماها بعد از شناسايي فروشنده ها، دنبال خريدار ميگشتند و آنها را از بين زوجهاي نابارور شناسايي ميكردند.
پس از شناسايي خريدار و فروشنده، آقاي دكتر وارد عمل ميشد. او با كمك 3 پرستارش، زن باردار را در كلينيكش بستري ميكرد. نشاني و مشخصات فروشنده را ميگرفت و زايمان را انجام ميداد. بعد از زايمان هم حلقه آخر زنجير، فعاليتش را آغاز ميكرد. سردسته باند، گواهي تولد جعلي با مهر بيمارستان يا زايشگاه تهيه ميكرد و آن را به اعضاي باند در اداره ثبت احوال ميداد. 2 عضو اين باند كه كارمند ثبت احوال بودند، با مدارك جعلي تولد نوزاد و مدارك زوج خريدار، به نام آنها براي نوزادان شناسنامه صادر ميكردند. آنها 10 ميليون تومان از خريدارها ميگرفتند، يك ميليون تومانش را به فروشندگان ميدادند و بقيهاش را بين خودشان تقسيم ميكردند.
اعضاي اين باند در 7 سال فعاليتشان، بيش از 5 ميليارد تومان به دست آورده بودند. بازپرس پرونده، بعد از تكميل تحقيقات و شناسايي نوزادان، شناسنامههاي آنها را باطل كرد. خريداران به جرم استفاده از سند مجعول و معاونت در جعل سند و اعضاي باند هم به جرم خريد و فروش نوزاد، تحصيل مال نامشروع، استفاده از سند جعلي و معاونت در جعل دستگير شدند.
راه دشوار فرزندخواندگي
با هر حقوقداني كه صحبت كني، علت اصلي رواج خريد و فروش نوزاد را تشريفات سخت سازمان بهزيستي براي فرزندخواندگي ميداند. درواقع، مساله خريد و فروش و سرقت كودكان با ناباروري برخي خانوادهها مرتبط است. تشريفات سخت اداري سازمان بهزيستي براي والدين علاقهمند به پذيرش فرزند، آنها را مجبور ميكند براي فرزندخواندگي كودك موردنظرشان، مبالغ بالا به دلالان يا فروشندگان نوزادان پرداخت كنند. افروز مغزي، حقوقدان و وكيل دادگستري ميگويد: «ارث و محرميت مساله فرزندخواندگي را در ايران دشوار كرده است. در اسلام، فرزندخواندگي مجاز است، اما كودكي كه فرزندخوانده شده، ارث نميبرد و با پدر و مادرش محرم نيست. سازمان بهزيستي براي مساله ارث راهحلي پيشبيني كرده و پدر و مادري كه كودكي را به فرزندي قبول كردهاند، بايد ملك يا مالي را به نام فرزند جديدشان ثبت كنند. اين نكته هرچند براي كودك مزيتي به حساب ميآيد، اما در عمل دست پدر و مادران را در پذيرش فرزند ميبندد؛ چون بسياري از زوجها در مقطعي كه ميخواهند كودكي را به فرزندي قبول كنند، امكان مالي ندارند. براي چنين پدر و مادري راحتتر اين است كه با پرداخت مبلغي، آرزويشان را محقق كنند.»
هرچند در پروندهاي مثل پرونده 145 نوزاد اصفهاني، تلاش شد تا مصلحت كودكان در نظر گرفته شود و دادستان اصفهان اعلام كرد كه در روند رسيدگي به پروندهها، طرفين احضار ميشوند و براساس توانايي مالي، مشخص شدن نسب خانوادگي و خواسته و مصلحت كودك، مساله نگهداري كودكان حل ميشود، اما بازهم سرنوشت كودكان در اين پرونده در ابهام است. ماجراي باند اصفهاني آنقدر سر و صدا كرد كه تا مدتها موضوع بحث بود و بيش از هرچيز سرنوشت كودكاني كه بعضي از آنها حدود 7 سال با خانواده خريدار خود زندگي كرده بودند، ذهنها را به خود مشغول كرد. آيا آنها به پدر و مادر اصليشان برگردانده شدهاند يا با خانواده خريدارشان زندگي ميكنند؟ به گفته افروز مغزي، حقوقدان، براساس قانون مساله خريد و فروش نوزاد، جرمانگاري نشده و قضات تنها ميتوانند كودك را از والدين جديد بگيرند و به والدين اصلي اگر وجود داشته باشند بدهد و دستاندركاران پروندههاي فروش نوزادان، درواقع تنها بخاطر جرمهايي مثل تحصيل مال غيرمشروع و جعل سند و... محكوم ميشوند، نه جرمي به عنوان فروش نوزاد.
يك كودك، 7 خانواده
سال 85 است. عصر روز سهشنبه، ماموران كلانتري 103 گاندي از جريان فروش يك نوزاد خبردار شدهاند. يك زن جوان ادعا ميكند مردي 58 ساله، ميخواهد كودك 3 سالهاش را به قيمت 3 ميليون تومان بفروشد. زن جوان كه ماموران را باخبر كرده، ميگويد غير از كودك 3 سالهاي كه همراه مرد است، همسرش هم در چهارراه بالايي ميخواهد يك كودك يكساله را بفروشد. ماموران در چهارراه بالايي، همسر او را كه كودك يكسالهاي را در آغوش خود داشت، دستگير ميكنند. زن و شوهر اول اعتراف نميكنند، اما پس از مدتي ميگويند چون توان پرداخت هزينههاي اين دو بچه را نداشتهاند، خواستهاند آنها را بفروشند. بچهها را تحويل بهزيستي ميدهند تا درباره اين زوج ميانسال تصميم گرفته شود.
كامران و مريم اما براي فروش پسر نوزادشان قولنامه تنظيم كردهاند. قيمت نوزاد آنها، 2 ميليون تومان بود و ميخواستند او را به يك زن و شوهر بيفرزند بفروشند. تماس تلفني يك شهروند تهراني، افسران اداره آگاهي را از اين معامله خبردار كرد، در حالي كه زن و شوهر فقير، نوزادشان را قولنامه كرده بودند و 2 ميليون تومان گرفته بودند. وقتي ماموران از ماجرا مطمئن شدند، سراغ خريداران پسربچه در شمال تهران رفتند و آنها را بازجويي كردند. زن و شوهر جوان كه حسرت فرزند بر دلشان بود، مجبور شدند پدر و مادر اصلي نوزاد را معرفي كنند. كامران و مريم دستگير شدند و پرونده به دادسرا فرستاده شد. آنها علت اصلي فروش فرزند خود را فقر و بيكاري اعلام كردند و به تنظيم قولنامه اعتراف كردند. پسر فروخته شده هم به شيرخوارگاه فرستاده شد.
اما ماموران انتظامي قزوين، خودشان زن 25 سالهاي را كه قصد فروش نوزادش را داشت، دستگير كردند. ليلا در شهرستان اقباليه براي فروش بچهاش اطلاعيهاي منتشر كرده بود و گفته بود ميخواهد نوزاد 20 روزهاش را بفروشد. مامورها با لباس خريدار به اقباليه رفتند. ليلا، اهل نهاوند تاكستان بود و از يك ماه قبل به اين شهر آمده بود. 6 ماه قبل، اكبر همسر ليلا محكوم به حبس ابد شده بود و ليلا پس از وضع حمل، هر چه فكر كرده، ديده بود نميتواند هزينههاي بچه را تامين كند. يكي از پرستاران بيمارستان وسوسهاش كرد كه بچه را بفروشد. اين بار چون هنوز خريداري در كار نبود، فقط ليلا را دستگير كردند و بچه هم...
فقر، عامل اصلي فروش نوزادان از سوي والدينشان است. خانوادههايي كه دست به اين كار ميزنند، اغلب تحتتاثير يك بحران شديد، اقدام به فروش نوزادشان ميكنند و در مواقعي هم مجبور ميشوند. در بسياري از پروندههاي فروش نوزاد، مادر عامل اين كار بوده كه معمولا به خاطر طلاق، بيكاري همسر يا زنداني بودن اوست.
اين دسته از والدين معمولا از عواقب تصميمشان آگاه نيستند و پس از گذشتن از بحران، پشيمان ميشوند و شايد درصدد پيدا كردن نوزادشان بر بيايند.
از سوي ديگر، بنا بر اعلام سازمان بهزيستي، هماكنون كودكان بيسرپرست زيرپوشش بهزيستي، تنها 15 درصد فرزندان بهزيستي هستند و به نظر ميرسد قانون فرزندخواندگي به تنهايي پاسخگوي تحقق نيازهاي كنوني نيست. آمارهاي منتشر شده از سوي سازمان بهزيستي نشان ميدهد كه سالانه تنها هزار كودك به خانوادهها واگذار ميشوند و در حال حاضر به ازاي هر كودك، 5/7 خانواده متقاضي فرزندخواندگي تشكيل پرونده دادهاند.
افروز مغزي، اين مشكل را ناشي از قوانين موجود در كشور ميداند: «ولايت قهري، يعني ولايت پدر و جد پدري غيرقابل سلب است و بر اين اساس، 87 درصد كودكان مورد حمايت بهزيستي، والديني دارند كه به علت اعتياد، بزهكاري، بيماري يا مسائل اخلاقي به طور موقت صلاحيت سرپرستي كودك خود را از دست دادهاند؛ به همين دليل امكان واگذاري سرپرستي آنها به ديگران وجود ندارد.» در حال حاضر، تنها 15 درصد از 21 هزار فرزندي كه در مراكز شبه خانواده به سر ميبرند به دليل مشخص نبودن پدر، مادر و جد پدري قابليت واگذاري به خانوادهها به عنوان فرزندخوانده را دارند كه 4 درصد از اين تعداد نيز دچار معلوليت جسمي و ذهني هستند. به اين ترتيب از اين 15 درصد تنها 10 تا 11 درصد فرزندان شرايط لازم را براي واگذاري به خانوادههاي متقاضي به عنوان فرزندخوانده دارند.
بچههاي هيچكس
سال 85 بود و ماجرا پليسيتر از هميشه. زن با ترفندهاي خاص خودش نوزاد دختران فراري و خانوادهها را ميخريد. از يك سو؛ در يك مراسم مذهبي زن جواني كه گريه ميكرد، برايش تعريف كرده بود كه نازاست و اين موضوع اختلاف شديدي بين او و خانواده همسرش ايجاد كرده. به او وعده داده بود كه ميتواند كسي را پيدا كند تا نوزادش را به او بفروشد. آن سوي ديگر ماجرا، دختركي كه يك سال بود خانه پدرش را به خاطر فضاي ناآرام و فقر ترك كرده بود و بعد از يك آشنايي خياباني جنيني در شكم داشت، درخانه يك خانم دكتر منتظر تولد بچهاي بود كه خانم دكتر وعده داده بود او را در خانه به دنيا ميآورد و در عوض دستمزد، نوزادش را از او ميگيرد. اين داستان براي اعضاي باند خريد و فروش نوزادان 4 سال تكرار شد.
اين باند كلي عضو فعال داشت؛ يك پزشك مرد كه مطبش محل خريد و فروش نوزادان بود، يك پزشك زن كه عامل اصلي خريد و فروش نوزادان بود و در فريب دختران فراري براي فروش نوزادانشان هم نقش مهمي داشت، يك كارمند ثبتاحوال كه شناسنامههاي نوزادان فروخته شده را صادر ميكرد و يك زن و مرد كه رابط شناسايي خريداران و فروشندگان نوزادان بودند. آنها هر نوزاد را تا 5 ميليون تومان خريد و فروش ميكردند و قيمت نوزادان دختر گرانتر بود. معلوم است كه متهمان اين پرونده هم دستگير شدند و چند خانواده از خريداران اين نوزادان هم شناسايي شدند، هر چند خيلي از فروشندگان دختران فراري بودند و مكان زندگي آنها معلوم نبود.
اوايل تير سال گذشته هم حراست سازمان ثبت احوال گزارشي در اختيار بازپرس شعبه 5 دادسراي جنايي تهران قرار داد كه نشان ميداد افرادي با ارائه گواهي تولد جعلي به اين سازمان براي چندين نوزاد شناسنامه گرفتهاند. كارآگاهان در يكي از ادارههاي صدور شناسنامه در سازمان ثبت احوال، متوجه فعاليتهاي غيرقانوني 3 نفر از كارمندان شدند كه در اين اداره مشغول به كار بودند. دستور بازداشت متهمان صادرشد. بعد، زن مامايي پيدا شد كه در اين باند با متهمان كار ميكرد. او خيلي زود اعتراف كرد و گفت: «زنان بارداري را انتخاب ميكردم كه نميخواستند بچهدار شوند. به آنها پيشنهاد ميدادم تا بعد از تولد نوزادشان آن را به قيمت خوبي به يك خانواده بفروشند. قيمت پيشنهادي، آنها را وسوسه ميكرد. بيشترين دغدغه خريداران، گرفتن شناسنامه كودك به نام خودشان بود. چند بار به يكي از ادارات ثبت احوال رفتم و موفق شدم يكي از كارمندان را كه در قسمت صدور شناسنامه كار ميكرد، فريب دهم. وقتي او قبول كرد براي گرفتن شناسنامه براي نوزادان با من همكاري كند، 2 نفر از همكاران خود را هم به اين باند كشاند. ما در طول 3 سال فعاليت پنهاني بيش از 30 نوزاد را با اين روش خريد و فروش كرديم.» پدر و مادر هر 30 نوزادي كه فروخته شده بودند شناسايي شدند، اما كسي نميداند تكليف بچهها چه شده است.
مروري بر پروندههاي فروش نوزاد نشان ميدهد كه هر سال چندين مورد از خريد و فروش نوزادان ثبت ميشود و اين جدا از مواردي است كه به صورت پنهان و در قالب باندهاي قاچاق اعضاي بدن، فحشا و استفاده از كودكان براي تكدي، دزدي و كار اتفاق ميافتد. در واقع، بسياري از موارد خريد و فروش نوزاد در باندهاي غيرسازمان يافتهاي اتفاق ميافتد كه حتي دغدغه ثبتنام كودك در شناسنامه را هم ندارند و كودكان مورد نيازشان را از بارداريهاي ناخواسته و نامشروع تامين ميكنند. به گفته افروز مغزي، اين نوع از خريد و فروش نوزادان با قيمتهاي حقيرانهتري اتفاق ميافتد و كودكان به مقاصد غيرانساني به عنوان ابزار كار و خلاف، در اختيار باندهاي گوناگون قرار ميگيرند: «با توجه به محدوديتهاي سقط جنين در قوانين ايران، بسياري از بارداريهاي ناخواستهاي كه ادامه پيدا ميكنند به چنين نقطهاي ختم ميشوند. دختران فراري امكان نگهداشتن فرزندان اينچنيني را ندارند و سر و كارشان به اين باندها ميافتد.»
جام جم آنلاین
آقای خامنه ای شما هم کاریکاتور خمینی هستید!
دوستان سلام
خامنه ای در یک حرکت انتحاری احمدی نژاد را تنفیذ کرد و حرف هایی زد که گنده تر از دهانش بود. او کشتار اخیر را کاریکاتور انقلاب57 خواند ، این در حالی است که انقلاب 57 یک کاریکاتور واقعی از برآیند نیروهای مردمی بود ، انقلاب توسط کسانی مثل شریعتی تئوریزه شده و به صورت عمل گرایانه بروز کرد ، اما سودش را حضرات بردند! حقیقت این است که جوانان و مردم آن دوره آگاهی های کمتری داشتند و ملاها از این حربه سوء استفاده کردند، و خمینی که آدم باهوشی بود با استفاده از نقطه ضعف مردم ایران که همانا مذهب بود موج سواری کرده و سوار خر انقلاب شد ، هرچند باور دارم که هیچ کدام از اعضای خانواده خمینی سوء استفاده مالی و مقامی نکردند و خود خمینی هم قصد داشت بعد از سرنگونی شاه دولت را بدست دمکرات ها بدهد و خودش به قم برود، با این اوصاف جانشینان او یعنی این خر سواران کنونی نمی خواهند، به این راحتی پیاده شوند ، اما مژده می دهم که وعده پیروزی حقیقت نزدیک است ، خامنه ای و احمدی نژاد، فیروز آبادی ، رادان ،جنتی و سایر اعضای شورای نگهبان، ضرغامی و سایر کسانی که به هر نحوی در کشتار مردم دست داشته اند به زودی محاکمه و حلق آویز می شوند . آنها از این به بعد هدف های متحرکی هستند که باید موش موشک آسته بیا آسته برو که گربه شاخت نزنه بازی کنند! کشته شدن هرکدام از این شخصیت ها دیگر برای کسی فرقی ندارد! یعنی کشته شدن احمدی نژاد توسط یک ضد انقلاب یا تروریست یا مردم دیگر فرقی به حال مردم ندارد! چون مردم نمی خواهند این آدم باشد، و مسلما حذف این آدم ها موجب خشنودی ملت می شود .آری احمدی نژاد یک مرده متحرک است ، مردم با کشته شدن این سفاکان خون ریز متأثر نخواهند شد . پیشنهاد می کنم آقای احمدی نژاد سفرهای استانی را بی خیال شود چرا که برای یک مرده متحرک خوب نیست!! لا اقل سفر های استانی به منطقه غرب کشور را لغو کند ، چرا که خون خودش پای خوش خواهد بود! و البته راه دیگری هم دارد و آن هم سفرهای استانی با تدابیر شدید امنیتی است کاری که اسرائیلیان در سرزمین های اشغالی می کنند!!
بوسه زدن بر شانه ضحاک مار دوش
احمدی نژاد شیطان مجسم است ، او با بوسه ای که بر شانه خامنه ای زد ، یاد آور درد ناک ترین خاطره تاریخی ایرانیان شد ، ضحاک با ریختن خون جوانان این مملکت مغز آنان را خوراک مارهای روی دوشش می کرد ، چه بسا از جای بوسه احمدی نژاد مارهایی بروید که خون های بیشتری بریزند ، اما هنوز فریدونیان زنده اند و نخواهند گذاشت ، هنوز آدم هایی مثل ارمایل و گرمایل زنده اند و نمی گذارند جوانان بیشتری قربانی شوند ، ضحاک مار دوش راهی ندارد ، جز تسلیم شدن در برا بر خواست ایرانیان .
مردود واقعی این انتخابات کیست!؟
مسلماً خامنه ای و طیفی که از احمدی نژاد حمایت کرده اند، روز به روز منزوی تر می شوند و چنگ و دندان بیشتری نشان می دهند ، و خودشان را برای کشتار بیشتر آماده می کنند غافل از این که ایرانی تا حدی کشتن ایرانی را بر می تابد و روزی اسلحه ها بر می گردد و آن روز زیاد دور نیست . پس رفوزه اصلی این انتخابات کسی نیست جز خامنه ای لعنت الله علیه!
هاشمی رفسنجانی
او نشان داد که قدرت زیادی برای چانه زنی داشته و نقاط ضعف زیادی از آقا دارد، هاشمی تنفیذ را به مسخره گرفت و کسی هم تخم ندارد به او بگوید بالای چشت ابروست ، تقریبا باید بگویم این تنها تنفیذی بود که شرکت در آن نشانه ننگی بر پیشانی کسانی است، که در آن شرکت کردند ، 1- رضایی 2- قطبی 3- نجفی 4- رضا زاده کثافتی به جان خریدند که تا پایان زندگی شان باید آن را با خود داشته باشند . شرکت در تنفیذی که بر بالای جنازه های خون آلود ایرانیان بر گزار شد وجاهت قانونی و اخلاقی ندارد و اصل عدالت و بی طرفی رهبری را لجن مال کرده است ، امید است کسانی که اندک احترامی برای جمهوریت قایلند نگذارند این علیل سرا پا تقصیر مملکت را به باد فنا دهد ، من به شخصه دوست دارم دین از سیاست جدا باشد ، و مراجع عظام ، قدرت روحانی خودشان را مثل پاپ حفظ کنند و به سیاست وصل نباشند ، انتظار داریم که هاشمی این غائله را ختم به خیر کند و جمهوریت نظام را برگرداند و مقوله جدایی دین از سیاست را پیگیری کند که به نظر من تنها راه عملی و کم هزینه برای مردم است .
درود بر اینها:
1-حسن خمینی . 2-هاشمی 3– خاتمی 4 – موسوی 5 – کروبی شجاعت اینها قابل تحسین است ، اینها نشان دادند که با مردم بودن خیلی هم بد نیست ، با مردم بودن لااقل ابریی است که می توانند داشته باشند ، من باز هم می گویم (( حکومت امام زمان هم بدون حضور مردم مشروعیت ندارد)).
تحریم شرکت کنند گان در تنفیذ از سوی مردم
مردم عدم رضایت خود را از حضور آقایانی که در تنفیذ شرکت کردند نشان خواهند داد ، ملت ایران انقدر باهوش است که دیگر گول نمی خورد ، آنها هیچ بهانه ای ندارند و ما نمی توانیم بگوییم که مجبور بودند ، آنها مثل حسن خمینی – هاشمی – خاتمی – موسوی – کروبی – می توانستند شرکت نکنند ، و بهانه های مثل کسالت مسافرت و و و وجود داشت! پس اگر از این پس آنها باید منتظر برخورد های سرد و گاهی غیر محترمانه مردم باشند . در این بین بیشترین ضرر را قطبی کرد ! او یک چهره ورزشی موجه بود که الان مورد لعن و نفرین است.
در پست های قبلی گفته بودم برای ادامه حیات جمهوری اسلامی ۵ سناریو در پیش رو داریم که حالا عدم تنفیذ را از آنها حذف می کنم و دایره تنگ تر می شود یعنی فقط این 4 سناریو :
۱- کنار رفتن احمدی نژاد و تیم رهبری توسط هاشمی رفسنجانی ، برای فرار از این مخمصه و کمتر هزینه کردن مردم راهکار شورای رهبری بهترین گزینه است ، که البته فکر نکنم بیش از یک دهه دوام بیاورد.
۲- ماندن طیف رهبر و ادامه حمایت از احمدی نژاد ! که در کمتر از 4 سال حکومت عوض می شود.
3-عبور مردم از نظام و کاندیدهای اصلاح طلب و انقلاب بنیادین و ایجاد دمکراسی صد در صد که البته بستگی دارد آمریکا و غرب دخالت کنند یا نه، اما تاریخ ثابت کرده آمریکا و غرب فقط دنبال منافع خودشان هستند ،این سناریو خودش چند وجه دارد که من فقط وجه مثبتش را می گویم .
4-عبور مردم از نظام و کاندیدهای اصلاح طلب و انقلاب بنیادین و ایجاد هرج و مرج به جای دمکراسی و تجزیه ایران !
منتظر تحلیف هستیم ببینم این موش گربه بازی با ملت بزرگ ایران تا کی ادامه خواهد یافت ، البته موش انها هستند و گربه ملت ایران! گربه ای که موش را شکار خواهد کرد .
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:40 توسط کوروش
خامنه ای در یک حرکت انتحاری احمدی نژاد را تنفیذ کرد و حرف هایی زد که گنده تر از دهانش بود. او کشتار اخیر را کاریکاتور انقلاب57 خواند ، این در حالی است که انقلاب 57 یک کاریکاتور واقعی از برآیند نیروهای مردمی بود ، انقلاب توسط کسانی مثل شریعتی تئوریزه شده و به صورت عمل گرایانه بروز کرد ، اما سودش را حضرات بردند! حقیقت این است که جوانان و مردم آن دوره آگاهی های کمتری داشتند و ملاها از این حربه سوء استفاده کردند، و خمینی که آدم باهوشی بود با استفاده از نقطه ضعف مردم ایران که همانا مذهب بود موج سواری کرده و سوار خر انقلاب شد ، هرچند باور دارم که هیچ کدام از اعضای خانواده خمینی سوء استفاده مالی و مقامی نکردند و خود خمینی هم قصد داشت بعد از سرنگونی شاه دولت را بدست دمکرات ها بدهد و خودش به قم برود، با این اوصاف جانشینان او یعنی این خر سواران کنونی نمی خواهند، به این راحتی پیاده شوند ، اما مژده می دهم که وعده پیروزی حقیقت نزدیک است ، خامنه ای و احمدی نژاد، فیروز آبادی ، رادان ،جنتی و سایر اعضای شورای نگهبان، ضرغامی و سایر کسانی که به هر نحوی در کشتار مردم دست داشته اند به زودی محاکمه و حلق آویز می شوند . آنها از این به بعد هدف های متحرکی هستند که باید موش موشک آسته بیا آسته برو که گربه شاخت نزنه بازی کنند! کشته شدن هرکدام از این شخصیت ها دیگر برای کسی فرقی ندارد! یعنی کشته شدن احمدی نژاد توسط یک ضد انقلاب یا تروریست یا مردم دیگر فرقی به حال مردم ندارد! چون مردم نمی خواهند این آدم باشد، و مسلما حذف این آدم ها موجب خشنودی ملت می شود .آری احمدی نژاد یک مرده متحرک است ، مردم با کشته شدن این سفاکان خون ریز متأثر نخواهند شد . پیشنهاد می کنم آقای احمدی نژاد سفرهای استانی را بی خیال شود چرا که برای یک مرده متحرک خوب نیست!! لا اقل سفر های استانی به منطقه غرب کشور را لغو کند ، چرا که خون خودش پای خوش خواهد بود! و البته راه دیگری هم دارد و آن هم سفرهای استانی با تدابیر شدید امنیتی است کاری که اسرائیلیان در سرزمین های اشغالی می کنند!!
بوسه زدن بر شانه ضحاک مار دوش
احمدی نژاد شیطان مجسم است ، او با بوسه ای که بر شانه خامنه ای زد ، یاد آور درد ناک ترین خاطره تاریخی ایرانیان شد ، ضحاک با ریختن خون جوانان این مملکت مغز آنان را خوراک مارهای روی دوشش می کرد ، چه بسا از جای بوسه احمدی نژاد مارهایی بروید که خون های بیشتری بریزند ، اما هنوز فریدونیان زنده اند و نخواهند گذاشت ، هنوز آدم هایی مثل ارمایل و گرمایل زنده اند و نمی گذارند جوانان بیشتری قربانی شوند ، ضحاک مار دوش راهی ندارد ، جز تسلیم شدن در برا بر خواست ایرانیان .
مردود واقعی این انتخابات کیست!؟
مسلماً خامنه ای و طیفی که از احمدی نژاد حمایت کرده اند، روز به روز منزوی تر می شوند و چنگ و دندان بیشتری نشان می دهند ، و خودشان را برای کشتار بیشتر آماده می کنند غافل از این که ایرانی تا حدی کشتن ایرانی را بر می تابد و روزی اسلحه ها بر می گردد و آن روز زیاد دور نیست . پس رفوزه اصلی این انتخابات کسی نیست جز خامنه ای لعنت الله علیه!
هاشمی رفسنجانی
او نشان داد که قدرت زیادی برای چانه زنی داشته و نقاط ضعف زیادی از آقا دارد، هاشمی تنفیذ را به مسخره گرفت و کسی هم تخم ندارد به او بگوید بالای چشت ابروست ، تقریبا باید بگویم این تنها تنفیذی بود که شرکت در آن نشانه ننگی بر پیشانی کسانی است، که در آن شرکت کردند ، 1- رضایی 2- قطبی 3- نجفی 4- رضا زاده کثافتی به جان خریدند که تا پایان زندگی شان باید آن را با خود داشته باشند . شرکت در تنفیذی که بر بالای جنازه های خون آلود ایرانیان بر گزار شد وجاهت قانونی و اخلاقی ندارد و اصل عدالت و بی طرفی رهبری را لجن مال کرده است ، امید است کسانی که اندک احترامی برای جمهوریت قایلند نگذارند این علیل سرا پا تقصیر مملکت را به باد فنا دهد ، من به شخصه دوست دارم دین از سیاست جدا باشد ، و مراجع عظام ، قدرت روحانی خودشان را مثل پاپ حفظ کنند و به سیاست وصل نباشند ، انتظار داریم که هاشمی این غائله را ختم به خیر کند و جمهوریت نظام را برگرداند و مقوله جدایی دین از سیاست را پیگیری کند که به نظر من تنها راه عملی و کم هزینه برای مردم است .
درود بر اینها:
1-حسن خمینی . 2-هاشمی 3– خاتمی 4 – موسوی 5 – کروبی شجاعت اینها قابل تحسین است ، اینها نشان دادند که با مردم بودن خیلی هم بد نیست ، با مردم بودن لااقل ابریی است که می توانند داشته باشند ، من باز هم می گویم (( حکومت امام زمان هم بدون حضور مردم مشروعیت ندارد)).
تحریم شرکت کنند گان در تنفیذ از سوی مردم
مردم عدم رضایت خود را از حضور آقایانی که در تنفیذ شرکت کردند نشان خواهند داد ، ملت ایران انقدر باهوش است که دیگر گول نمی خورد ، آنها هیچ بهانه ای ندارند و ما نمی توانیم بگوییم که مجبور بودند ، آنها مثل حسن خمینی – هاشمی – خاتمی – موسوی – کروبی – می توانستند شرکت نکنند ، و بهانه های مثل کسالت مسافرت و و و وجود داشت! پس اگر از این پس آنها باید منتظر برخورد های سرد و گاهی غیر محترمانه مردم باشند . در این بین بیشترین ضرر را قطبی کرد ! او یک چهره ورزشی موجه بود که الان مورد لعن و نفرین است.
در پست های قبلی گفته بودم برای ادامه حیات جمهوری اسلامی ۵ سناریو در پیش رو داریم که حالا عدم تنفیذ را از آنها حذف می کنم و دایره تنگ تر می شود یعنی فقط این 4 سناریو :
۱- کنار رفتن احمدی نژاد و تیم رهبری توسط هاشمی رفسنجانی ، برای فرار از این مخمصه و کمتر هزینه کردن مردم راهکار شورای رهبری بهترین گزینه است ، که البته فکر نکنم بیش از یک دهه دوام بیاورد.
۲- ماندن طیف رهبر و ادامه حمایت از احمدی نژاد ! که در کمتر از 4 سال حکومت عوض می شود.
3-عبور مردم از نظام و کاندیدهای اصلاح طلب و انقلاب بنیادین و ایجاد دمکراسی صد در صد که البته بستگی دارد آمریکا و غرب دخالت کنند یا نه، اما تاریخ ثابت کرده آمریکا و غرب فقط دنبال منافع خودشان هستند ،این سناریو خودش چند وجه دارد که من فقط وجه مثبتش را می گویم .
4-عبور مردم از نظام و کاندیدهای اصلاح طلب و انقلاب بنیادین و ایجاد هرج و مرج به جای دمکراسی و تجزیه ایران !
منتظر تحلیف هستیم ببینم این موش گربه بازی با ملت بزرگ ایران تا کی ادامه خواهد یافت ، البته موش انها هستند و گربه ملت ایران! گربه ای که موش را شکار خواهد کرد .
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:40 توسط کوروش
افشین امپراطور٫ نه ببخشید افشین آدمفروش خدا حافظ

چقدر راحت آدم از اوج به قعر میره! وقتی این پست رو تو بالاترین دیدم که قطبی تو تنفیذ بوده اولش باور نکردم ولی وقتی دوستمون عکسش رو هم گذاشت مطمئن شدم! جناب افشین خان قطبی خوب بود نگاه می کردی ببینی چطور بازیکنانی که دستبند سبز توی مسابقه با کره شمالی بستند با وجود نرفتن به جام جهانی قهرمانان ملی این مردم شدن. شاید یادت رفته که لقب امپراطور رو این مردم تو استادیوم بهت دادن و حالا هم همین مردم به خاطر خون تمام عزیزانشون توی همین استادیوم ها این لقب رو ازت پس می گیرن. پس موقعی که داشتی یواشکی از فرودگاه از کشور فرار می کردی یادت باشه که خودت اینکار رو کردی. اگه خواستی مصاحبه کنی بعدا بگی تماشاچی های ایرانی ال و تماشاچی های ایرانی بل٫ یه لحظه فکر کن ببین به چند میلیون ایرانی خیانت کردی٫ چقدر آدم رو فروختی و خون کیا رو زیر پا گذاشتی. بهت پیشنهاد میدم تا زوده دمت رو بذار روی کولت و برو چون اگه حتی قهرمان جام جهانی هم بشی ما میایم واسه هو کردنت٫ میایم تو استادیوم که آبروت رو ببریم٫ میایم که به تو هم بگیم نه همونطور که به کودتاچی ها میگیم نه. و همه اینا به خاطر اینه که نمیگذاریم خون خواهر و برادر های شهیدمون و زجر همرزمهای دربندمون حروم بشه. پس افشین آدم فروش فقط زودتر برو!
هشدار سازمان مجاهدین انقلاب: کشور در سراشیبی سقوط است

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با صدور اطلاعیهای شدیداللحن در خصوص دادگاه نمایشی روز شنبه، ضمن تاكيد بر غيرقانوني بودن اين محاكمه، فرجام آن را قرار گرفتن کشور در سراشیبی سقوط كشور دانست.
متن کامل این اطلاعیه را به نقل از پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، در ادامه میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
طی دو شب گذشته شاهد نمایشی تأسف بار به نام دادگاه متهمان کودتای مخملی بودیم. این نمایش که در آن از ساده ترین و ابتدایی ترین اصول دادرسی و حقوق قضا خبری نبود، به هر چیز جز دادگاه شباهت داشت. ادعانامه ای حاوی تناقضات عجیب و غریب و با شباهتی تام به مقالات و تحلیل های روزنامه کیهان، عدم حضور وکلای مدافع تعدادی از متهمان در دادگاه و بی خبری وکلای مدافع حاضر در جلسه از محتوای پرونده و تحقیقات مقدماتی، قرار دادن وکلای مدافع در جایگاهی که هیچگونه امکان گفت و گو با موکلان خود نداشته باشند، پخش جلسه به اصطلاح دادگاه از صدا و سیما قبل از آن که حکمی علیه متهمان صادر شود، تهمت و توهین و افتراء علیه احزاب و تشکل های سیاسی و شخصیت های برجسته و خوشنام غایب در دادگاه بدون این که امکان پاسخ داشته باشند،... تنها بخشی از ابعاد آشکار این نمایش تأسف بار بود.
این به اصطلاح ادعانامه تلاشی ناکام و در عین حال بهت آور برای تأیید ادعای آقای احمدی نژاد و همفکرانش مبنی بر انحراف 30 ساله از خط انقلاب بود. نویسندگان این ادعانامه کوشیده اند با گزینش راست و دروغ حوادث و تحولات سه دهه گذشته سناریوی موهوم انقلاب مخملی و یا به تعبیر خودشان کودتای مخملی را به اثبات برسانند. آنان در این تلاش نافرجام هر مطلب مغایر با دیدگاه های سیاسی خود را به عنوان توطئه و جریان براندازی به هم بافته اند و از هردری به کینه و خصومت سخنی رانده اند. در این ادعانامه از کدیور و سروش گرفته تا احزاب و تشکل های سیاسی، تا خاتمی و موسوی و هاشمی و تا نهادهای مدنی تا بنیاد راکفلر و شورای روابط خارجی آمریکا به عنوان نهادهای جدید التأسیس برای انقلاب مخملی!!! تا اتحادیه اروپا تا منافقین و سلطنت طلبان تا شبکه های تلویزیونی بیگانه تا اقدامات تروریستی و بمب گذاری ... سخن رفته است و تنها نام هایی که به تجاهل از آن صرفنظرکرده اند روسیه و چین است.
شتابزدگی آقایان در تنظیم این به اصطلاح ادعانامه و برگزاری نمایشی که علی الظاهر باید پیش از مراسم تنفیذ و تحلیف صورت می گرفت، موجب گرفتار آمده ایشان به تناقض گویی های عجیب و غریب شده است. ما بررسی و نقد این ادعانامه را به فرصتی دیگر وامی گذاریم و در تنها به ذکر یکی دو نکته در این خصوص می پر دازیم.
در این اصطلاح ادعانامه، از تردید معترضان در سلامت انتخابات و درخواست رسیدگی به شبهه تقلب به عنوان اصلی ترین دلیل برای اثبات پروژه کودتای مخملی یاد شده است، این درحالی است که تردید در سلامت انتخابات و اعتراض و درخواست رسیدگی به شبهه تقلب حق قانونی شهروندان است. چگونه آقایان که سوابق تخلفات و اقدامات غیر قانونی عدیده، نظیر عدم اعلام آراء تفکیکی حوزه انتخابیه تهران در جریان انتخابات دوم شوراهای شهر و روستا و لواحقی نظیر کارشکنی در جریان حضور ناظران کاندیداها در شعب اخذ رأی و ممانعت از حضور ایشان در سایت های تجمیع در دوره های انتخاباتی مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم و قطع خطوط تلفن ستاد انتخاباتی کاندیداهای رقیب و قطع سیستم پیامک تلفن های همراه از شب برگزاری انتخابات به بعد و مشارکت بیش از یکصد درصد واجدان شرایط در حدود 140 شهر در انتخابات اخیر و ... را در کارنامه خود دارند،می توانند مدعی سلامت انتخابات باشند و معترضان به انتخابات را متهم به دست داشتن در پروژه کودتای مخملی کنند؟ این روش برخورد با معترضان تنها از کسانی ساخته است که تخلفات و تقلبات گسترده ای را در انتخابات سامان داده و برای سرکوب اعتراض، معترضان را متهم به براندازی می کنند. به دیگر سخن محاکمه معترضان به تقلب در انتخابات خود بهترین دلیل بر عدم سلامت انتخابات است زیرا وقتی راه های منطقی و معقولی نظیر پیشنهادهای قانونی معترضان از جمله مطابقت کد ملی رأی دهندگان با شماره های ثبت شده در تعرفه های رأی به عنوان کدملی برای اثبات سلامت و یا عدم سلامت انتخابات وجود دارد، چه نیازی به اعمال خشونت و سرکوب و دستگیری و محاکمه و زندان و سناریوهای موهوم براندازی است؟
واهی بودن ادعای انقلاب مخملی در مورد حوادث پس از انتخابات را بیش از هرجا می توان در خود این به اصطلاح ادعانامه مشاهده کرد. این ادعا چنان سخیف و بیگانه با واقعیات جامعه ایران است که آقایان ناگزیر شده اند به جای واژه شناخته شده انقلاب مخملی از واژه جعلی و من درآوردی کودتای مخملی استفاده کنند. درحالی که کودتا را صاحبان زور و اسلحه انجام می دهند و انقلاب را مردم.
ذکر موارد ترور و بمب گذاری و انفجار و ... در ادعانامه علیه متهمان، بیش از هر چیز از خالی بودن دست تنظیم کنندگان این به اصطلاح ادعانامه حکایت دارد، وگرنه چه نسبتی میان ترور و بمب گذاری و انفجار با کودتای مخملی و براندازی نرم وجود دارد؟ آقایان در این به اصطلاح ادعانامه از یک سو کودتای مخملی را حرکتی درازمدت و خزنده با شیوه های به ظاهر مسالمت آمیز و قانونی تعریف می کنند و از سوی دیگر مواردی نظیر ترور و بمب گذاری را بخشی از پروژه کودتای مخملی ذکر می کنند. بدون شک اگر تنظیم کنندگان ادعانامه دلایل و مدارک محکمه پسندی علیه متهمان دراختیار داشتند، این گونه خود را ناگزیر از تناقض گویی و بافتن آسمان به ریسمان نمی دیدند.
ملت شریف ایران؛
آنچه را که شما طی دو شب گذشته شاهد بودید محاکمه و اهانت و افترا علیه صادق ترین، پاک ترین، شریف ترین و فرهیخته ترین شخصیت های این کشور و نشانه آشکار روند نامبارک استحاله آرمان های انقلاب اسلامی و مبانی نظام جمهوری اسلامی است. امروز عاملان و مرتکبان واقعی استحاله آرمان های انقلاب و براندازی نظام به بازجویی و محاکمه صادق ترین و دلسوزترین یاران نظام و انقلاب نشسته اند و باسابقه ترین چهره های مبارز و خدوم این انقلاب و نظام را آماج ناجوانمردانه ترین اهانت ها و افتراها قرار می دهند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن آن چه که دادگاه متهمان کودتای مخملی نامیده می شود، این نمایش را اقدامی غیر قانونی و مغایر با بدیهی ترین موازین قضایی می داند و آن را مقدمه برخورد بر احزاب مستقل و قانونی کشور به مثابه آخرین نشانه های وجود مردمسالاری در کشور ارزیابی می کند. برگزاری این به اصطلاح دادگاه مغایر با اصل صریح قانون اساسی مبنی بر ضرورت رسیدگی به جرائم سیاسی در دادگاه های صالحه و با حضور هیئت منصفه است.
سازمان همچنین اعترافات و اقاریر متهمان را که در شرایط نامعلوم و نگهداری در سلول های انفرادی و بی خبری مطلق متهمان از دنیای خارج و محرومیت آنان از اخبار و اطلاعات و داشتن وکیل و حتی ملاقات با خانواده بوده است، مصداق بارز اعتراف تحت فشار و شکنجه دانسته از اساس بی اعتبار می داند.
سازمان بار دیگر هشدار می دهد این روش و شیوه اداره کشور و چوب حراج زدن به سرمایه های عظیم ملی و حذف چهره های برجسته و بزرگی که هر یک تاریخ این انقلاب به شمار می روند، فرجامی جز از دست دادن اعتماد ملی و قرار دادن کشور در سراشیبی سقوط نخواهد داشت.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
Subscribe to:
Posts (Atom)
